مدح و شهادت امام حسن عسکری علیهالسلام
چـشـم پـدر بـه راه بـود، ای پـسـر بـيـا تا جـان نـرفـتـه از تن او، زودتـر بـيـا از پـشـت ابـر، ای قـمـر فاطمی درآی تا شب به در رَوَد، چو فروغ سحر بيا هم صاحب الزمانی و هم صاحبِ عزا بـهــر نــمـاز بـر تـن پــاک پــدر بــيــا در احتضار باشد و چشم انتظارِ توست باز است اين دو پنجره بر ره، ز در بيا بس اشـکِ مـردم از پـیِ تـشـيـيـع آمده خاکی نمانده، شيعه چه ريزد به سر؟ بيا صاحب عزا به ختم، حضورش مسلم است مـردم تـمـام مـنـتـظِـر؛ ای مـنتـظـَر بيا پاره جگر شده ست و جگرپاره جز تو نيست ای پـارۀ جـگـر! بـرِ پــاره جـگــر بـيـا |